سلامی گرم و صمیمی به دوستان اینترنتی از شهر دود و ترافیک تهران!
... بالاخره بعد از تقریبا 3 هفته ورود به وطن عزیز تونستم سری به اینترنت بزنم!!
دلم واسه همگی تنگ شده امیدوارم سلامت و خوش و خرم باشید!
انشاالله در اولین فرصت به همتون سر میزنم
ساعت 2 صبح نهم ابان بعد از 19 ساعت به تهران رسیدیم! پرواز نسبتا راحتی بود شاید به این خاطر که امیرعلی کوچولو بر خلاف انتظار اصلا اذیت نکرد و تقریبا کل مدت پرواز خواب بود! ولی به محض رسیدن به فرودگاه امام خمینی تلافیش رو در اورد! 
تمام این مدت مشغول دیدار از اقوام بودیم . جاتون خالی یک سفر 3 روزه هم به کیش دعوت شدیم که خالی از لطف نبود! 
تغییر ساعت روز و شب و الودگی و ترافیک سنگین شهر تهران اذیت کننده هست!
مسافت بین خونه پدر همسرم که شرق تهرانه با خونه خواهرم که شمال تهرانه چیزی
حدود 2 ساعت زمان میبرهههههه!!!!
..من موندم مردم چطوری به کار و زندگیشون میرسند!!...شاید ارامش ونظم زیادی تورونتو ما رو تنبل کرده!!...
امیرعلی 15 ابان واکسن 4 ماهگیش رو زد البته برخلاف واکسن 2 ماهگی راحت نبود شب اول کلی درد کشید و تب کرد و حتی شب دوم هم تب داشت!
به امید خدا تصمیم به ختنش هم داریم!
پسر گلم حسابی واسه خودش دلبری میکنه!
...طوری که عمه و عمو جونش هر روز به دیدنش میان!... 



مامانی و بابا بزرگش هم که مدام سراغش رو میگیرند و یک روز نبینندش دلتنگ میشند!
خلاصه نازنین پسر حسابی جای خودش رو تو دل همه باز کرده!
داداش مرتضی هم با دوستان و رفقای قدیمش پسرخاله و دخترخالش جور شده و ازشون جدا شدنی نیست! از هفته اینده امید به خدا به مدرسه تطبیقی میره تا در این مدت فارسی یاد میگیره!

مامانم به شهر خودمون مشهد برگشته و دلمون براش تنگ شده! همینطور واسه ثنا ی خوشگل و مامانش و زی زی جون
مامان فرشته